چاقوی تیز و خون همه ، دنیای قصاب'>قصاب استمغز و زبان رویایی از شب های قصاب استوقتی جهان پر می شود از گله های گاوسلاخ هم ، همسفره ی رویای قصاب استبز خسته از کوه و کنار گوسفندان و ...سرگرم نُشخوار علفها ، پای قصاب استدیگر چه فرقی می کند چوپان و سگ هایشوقتی تمام عمر در سودای قصاب استسگ ، پاسبان گله و همدست چوپان و ...گرگ پدرسگ عضوی از شورای قصاب استاین روز ها پای سکوت کله پز ها هممهر طغای و جوهر امضای قصاب است! امیر نقدی لنگرودی
برچسب:
نویسنده: یاسین زارعی
تاريخ: چهارشنبه
26 مهر
1402 ساعت: 11:11